خیابان چانگ جیانگ مینگ ژو، شماره 80، خیابان هوچنگ، شهر چانگجیاگانگ، استان جیانگسو، چین +86-15995540423 [email protected] +86 15995540423
بافت قماش های فیبر کربن به صورت طبیعی ایجاد نمیشود، بلکه از طریق فرآیند حیاتی «بافندگی» به آن داده میشود. مواد اولیه، نخهای فیبر کربن با قطری تنها چند میکرون (حدود یک دهم قطر موی سر) هستند که ابتدا پیشتیمار میشوند (مثلاً چسباندن و شکلدهی) و سپس توسط تجهیزات بافندگی تخصصی بر اساس الگوی خاصی با هم بافته میشوند و در نهایت پارچههایی با بافتهای متفاوت ایجاد میکنند.
از نظر اصول بافت، بافت پارچههای الیاف کربن عمدتاً توسط نحوه بافته شدن «رشتههای طولی» (دستههای فیلامنت که در جهت طولی قرار گرفتهاند) و «رشتههای عرضی» (دستههای فیلامنت که در جهت عرضی قرار گرفتهاند) تعیین میشود. پارامترهای مختلف بافت — مانند ضخامت دستههای فیلامنت، چگالی رشتههای طولی و عرضی، و زاویه و فراوانی بافت — بهطور مستقیم بر شکل بافت تأثیر میگذارند. به عنوان مثال، هنگامی که رشتههای طولی و عرضی به صورت عمود و با نسبت ۱:۱ با هم بافته شوند، سادهترین بافت «سرمهای» ایجاد میشود؛ اما اگر چند رشته طولی یا عرضی به صورت گروهی با هم بافته شوند، بافتهای پیچیدهتری مانند «ماتو» یا «ساتن» ایجاد میشود. این منطق بافت، خواص مقاومت بالای خود دسته الیاف کربن را حفظ میکند و در عین حال عملکرد کلی پارچه را از طریق ساختار بافتی آن بهینه میسازد.
سرمهای: «متوازن و محکم»
بافت معمولی رایجترین و پایهایترین ساختار بافت در پارچههای کربن فیبر است که با بافته شدن منظم نخهای تار و پود به صورت یکی در میان، الگویی شبیه به «شبکه میدانی» ایجاد میکند. از نظر ظاهری، این بافت یکدست و ظریف است و تفاوت چندانی بین رو و پشت آن وجود ندارد و حسّ بصری ساده و تمیزی را به بیننده منتقل میکند؛ از دید عملکردی، به دلیل نقاط متراکم بافتش در نخهای تار و پود، ثبات ساختاری پارچههای معمولی بسیار بالاست، تغییر شکل دادن آن دشوار است و بار بهطور یکنواخت به طنابهای جداگانه نیرو منتقل میشود. بنابراین در کاربردهایی که نیاز به استحکام ساختاری بالا است — مانند روکش بدنه در صنعت هوافضا و قطعات استنت در دستگاههای پزشکی — بهطور گسترده استفاده میشود. همین موضوع است که باعث شده این نوع بافت بهعنوان رایجترین و پایهایترین نوع، در موارد متعددی که استحکام ساختاری اهمیت دارد، مورد استفاده قرار گیرد.
با این حال، بافتهای ساده محدودیتهای خود را نیز دارند: نقاط متراکم و بافتهشده میتوانند منجر به پارچههای کمی کمتر انعطافپذیر شوند که هنگام خم شدن تمایل به «چروک شدن» دارند و بنابراین برای محصولات مواردی که نیاز به خم شدن مکرر دارند، کمتر مناسب هستند.

سرمهای: "کاربرد متعادل"
بافتهای سرمهای انعطافپذیری بیشتری نسبت به بافتهای صاف دارند: نخهای تار از روی دو یا چند نخ پود گره خورده و سپس با نخهای پود در هم تنیده میشوند تا الگوی مداوم «سرمهای» (معمولاً ۳۰°، ۴۵°، ۶۰° و غیره) ایجاد شود. مشخصه بصری بارز این بافت، جهتگیری واضح آن است. الگوی سرمهای به پارچه حسی از جریان میدهد که از بافت ساده جهتدارتر و طراحیشدهتر است — برای مثال بدنه فیبرکربن یک اتومبیل اسپرت لوکس یا صفحات تزئینی یک چمدان مجلل، بسیاری از آنها از بافت سرمهای برای افزایش ظاهر زیبایی بافت استفاده میکنند.
از نظر عملکرد، مزیت پارچههای تیل در «تعادل» قرار دارد: در مقایسه با بافت ساده، تعداد نقاط بافته شدن کمتر و آزادی بیشتری در دستههای فیلامنت وجود دارد، بنابراین انعطافپذیری بهطور قابل توجهی بهبود یافته و هنگام خم شدن به راحتی پاره نمیشود؛ در عین حال، ساختار تیل استحکام پارچه را در جهات متعدد تضمین میکند، بهویژه در مقاومت در برابر کشیدگی و ضربه، که این امر آن را برای موقعیتهایی که نیاز به رعایت تعادل بین استحکام و انعطافپذیری دارند، مناسبتر میسازد، مانند قاب دوچرخه و اسکیهای اسنوبرد در تجهیزات ورزشی.

پارچههای ساتن: "قطعه شدت بالا"
ساتن پیچیدهترین فرآیند و نوع بافت با ارزش بالای پارچههای الیاف کربن است. منطق بافت آن به این صورت است: نخهای تار یا پود به طور معمول از روی ۳ تا ۵ نخ دیگر عبور کرده و سپس به هم میپیچند، که این امر منجر به ایجاد نقاط بافت پراکنده اما منظم شده و در نهایت سطحی صاف مشابه "ساتن" ایجاد میکند؛ به طوری که تقریباً هیچ ردی از بافت در بافتبندی قابل مشاهده نیست و تنها تغییرات ظریفی در براقیت قابل مشاهده است.
از نظر ظاهری، پارچههای ساتن درجه بالایی از صافی سطح و براقیت مات و نرمی دارند که در معرض نور به آنها ظاهر و حس لوکسی میدهد؛ بنابراین اغلب در محصولات باکیفیت و پریمیوم با الزامات شدید ظاهری استفاده میشوند — مانند پنلهای داخلی یاختهای لوکس، جعبههای ساعتهای گرانقیمت و نصبهای هنری کربن-فایبر سفارشی. از دید عملکردی، به دلیل تعداد بسیار کم نقاط بافت، نخهای پارچه ساتن تقریباً در وضعیت «آرایش موازی» قرار دارند که میتواند ویژگیهای مقاومت بالای خود نخهای فایبر کربن را به حداکثر برساند، بهویژه استحکام کششی در یک جهت که نسبت به بافتهای ساده و شنلی مزیت بیشتری دارد؛ در عین حال، سطح صاف هم اصطکاک بین پارچه و قطعات دیگر را کاهش میدهد و برای استفاده به عنوان لایه سطحی قطعات متحرک دستگاههای دقیق مناسب است.
با این حال، معایب پارچههای ساتن نیز آشکار است: نقاط بافت پراکنده منجر به پایداری ساختاری ضعیفتر، استحکام کمتر در جهت عمود بر دستههای فیلامنت و همچنین فرآیند تولید پیچیده میشود و هزینه آن بسیار بالاتر از بافت ساده و سرهان است.

پارچه یکجهته (UD): "کیک تقویتی جهتدار با شدت بالا"
پارچههای یکجهته به شیوهای کاملاً متفاوت از ساختار «تار و پود» سرهان بافته میشوند و اساس آنها در «آرایش صریح یکجهته» قرار دارد: بیش از ۹۰٪ از نخهای الیاف کربن بهصورت موازی نسبت به یکدیگر در یک جهت واحد ۰° قرار میگیرند، در حالی که تنها تعداد کمی از نخهای نازکتر بهصورت سبک در جهت پود تثبیت شدهاند تا از باز شدن نخها جلوگیری کنند بدون اینکه بار اصلی را تحمل کنند. این ساختار سنتی بافتهشده نیست، بلکه بیشتر شبیه به «آرایهای از نخها با بستهای ساده» است.
بافت بسیار منظم است، سطح دارای خطوط موازی تکجهته و واضح است و جهت پود فیلامنتها بسیار نازک و تشخیص آن دشوار است؛ بهطور کلی سادگی بصری تیز و غنی از بافت صنعتی دارد. از نظر عملکرد، مزایای پارچههای تکجهته حول محور «حداکثر تقویت جهتی» متمرکز شدهاند - مقاومت کششی بهطور کامل در جهت 0° متمرکز شده که میتواند 1.5 تا 2 برابر بالاتر از پارچههای سهلا باشد و قادر به انتقال تنشهای محوری بدون اتلاف باشد. همزمان، به دلیل تعداد نقاط بافندگی کمتر، در مقایسه با پارچههای سهلا با مقاومت یکسان، 15 تا 20 درصد سبکتر و نازکتر است.
این ویژگی باعث میشود که این پارچه بهویژه برای سازههایی که تحت نیروهای تکجهته قرار دارند، مانند تیر اصلی پرههای توربین بادی، تقویتکننده پیکان موشک یا بدنه وسایل نقلیه هوایی بدون سرنشین مناسب باشد، جایی که میتواند بارهای جهتدار را تحمل کند و در عین حال کاهش قابل توجهی در وزن ایجاد کند.

بافتهای تاری چندمحوره (NCF): "همسازهای چند جهته"
بافت چندمحوره بسیار پیچیدهتر از سرجه است، که هسته آن شامل «چیدمان چند جهته + دوخت کلی» میشود: ابتدا رشتههای الیاف کربن به صورت موازی در جهات 0°، +45°، -45°، 90° و سایر جهات (معمولاً 3 تا 5 جهت) لایهبندی میشوند و رشتههای هر جهت به طور مستقل و بدون درهم تنیده شدن با یکدیگر قرار میگیرند، سپس تمام لایهها با نخهای دوخت مقاوم به هم متصل و تثبیت میشوند. سپس تمام لایهها با نخ دوخت مقاوم به یکدیگر متصل میشوند تا یک بافت کامل تشکیل شود، که به طور کامل محدودیت سرجه در «بافت در دو جهت» را دور میزند.
ویژگیهای بصری این پارچه متمایز است: سطح آن دارای بافت خط مورب ساتن نیست، بلکه بافت لایهای ظریفی دارد که دستههای ابریشم در جهتهای مختلف بهصورت کمی خشن اما منظم روی هم قرار گرفتهاند و نخهای دوخت در سطح به شکل شبکهای نازک توزیع شدهاند که این موضوع نقطه شناسایی منحصر به فردی محسوب میشود.
از نظر عملکرد، چندمحوری دارای مزیت "تعادل چند جهته" است: این ماده در جهات 0°، 90°، ±45° و غیره استحکام بسیار خوبی دارد. به ویژه مقاومت برشی آن 30 تا 50 درصد بالاتر از سهلا است و میتواند در عین حال در برابر انواع بارهای پیچیده از قبیل کششی، خمشی و برشی مقاومت کند. همچنین امکان تنظیم نسبت دستههای رشتهای در هر جهت بر اساس نیاز فراهم است که برای سازههای دارای نیروهای پیچیده چند جهته مانند شاسی خودرو، بدنه کشتی، قابهای اسکی، قاب دوچرخه و غیره مناسب است. این ماده نه تنها به سطوح منحنی پیچیده میچسبد، بلکه دارای خواص مکانیکی چند جهته بسیار خوبی نیز هست.

تاتوهای فوتبال: زیباییشناسی
الگوی فوتبال از یک «بافت بیونیک هندسی» منحصربهفرد استفاده میکند، که در آن تارهای الیاف کربن با استفاده از تجهیزات خاص به شکل ترکیب پیوستهی ششضلعی یا پنجضلعی ساختارهای شبیه عسل بافته میشوند و واحدها به یکدیگر گره میخورند؛ این روش کاملاً متفاوت از منطق «بافت سهلا» با «شناور شدن تار و پود» است. شناسایی بصری آن بسیار بالاست: سطح آن با ششضلعیهای منظم، لبههای تیز و حس قوی سهبعدی پوشیده شده و هنگام تابش نور، زوایا به وضوح مشخص میشوند و تضاد قوی بین روشنایی و تاریکی ایجاد میکنند که این امر باعث ایجاد تنش طراحی بیشتر و حس فناوری عمیقتری نسبت به بافت سهلا میشود.
از نظر عملکرد، الگوی توپ فوتبال ترکیبی از ارزش و عملکرد پایه را ارائه میدهد: ساختار ششضلعی میتواند تنش را بهطور یکنواخت پراکنده کند و مقاومت در برابر تغییر شکل بهتر از الگوی صاف است؛ چگالی بافت بالا باعث کاهش شکاف بین دستههای نخی میشود و مقاومت در برابر سایش بهتر از الگوی سارژا است و در برابر خراشهای جزئی مقاومت دارد. بنابراین، این الگو بهویژه برای محصولاتی که ظاهر را اولویت میدهند و دوام روزمره مطلوب است، مانند کیفهای گوشیهای پریمیوم، تجهیزات ورزشی، روکش کیفهای لوکس و پوستههای دستگاههای هوشمند خانگی مناسب است. این الگو نه تنها حس فشن را ارتقا میدهد، بلکه به نیاز به استحکام در سطح مصرفکننده نیز پاسخ میدهد.

کپی رایت © 2025 شرکت چند رسانه ای چانگ جیا گانگ وی نو، محدوده تمامی حقوق محفوظ است